چادربه سر ؛ از عشق فراترباشی
نادیده ودیده را همه سرباشی
من علت حرمت تورانشناسم
ای کعبه گمان کنم که مادرباشی
***
پرمنت بخشش نهادش هستم
هرلحظه رهین اعتمادش هستم
هرکس که مرایادنشمایدیکبار
تاآخرعمرمن به یادش هستم
***
پرهمهمه ی ارض وسما زینب بود
هم خاک زمین وهم هوا زینب بود
شمشیرتوهیچگه نیفتادبه خاک ...
بعداز توسپاه کربلا ....زینب بود...
***
دست دل ساده ی مرا او خوانده است
در لحظه ی انتظار؛ دل را رانده است
کج کرد دوباره راه خود را و رفت
فهمید دلم دوباره تنها مانده است
***
حالا نه و حالا نه و حالاها نه
امروزنه ؛فردا نه وفرداها نه
قبلن نه وفعلن نه و بعدن ها نه
دستت بنهی به دستهایم یانه؟؟؟
***
آهنگ همه ترانه ها سنگ شده است
حتي شجريان چه بدآهنگ شده است
تافحش نداده ام به هرچه عشق است
بگذارببوسمت دلم تنگ شده است
***
شب گشت ودوباره طبع مجنون در راه
تاصبح رود چه برسرمن اي ماه
ليلي ليلي کجايي؟ اي ليلي آه
لاحول ولا قوه الابالله
***
چون کوه ؛طنین یاریارش بامن
چون آینه ی شکسته کارش بامن
یک باربگوکه دوستت دارم من
تکرار هزار وصدهزارش بامن
***
آن قطره که یک دقیقه دریانشوم
آن بادکه یک ثانیه صحرانشوم
بگذاردراین عشق چنان هیچ شوم
که هرچه بگردند ...پیدانشوم
***
دریاهم دیگربه چشم هایم سنگیست
گل هم دیگرنمادی از بی رنگیست
اینست مرا حال...چه می بایدکرد؟
بعدازتوتمام لحظه ها دلتنگیست...

