تبليغاتX
نشریه الکترونیکی صدمنتخب




نشریه الکترونیکی صدمنتخب

شماره چهارم-آبان 87




1- پايه‏هاي اسلام

قال الباقر عليه السلام

بني الاسلام علي خمسة اشياء، علي الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.
اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبري اسلامي).
فروع كافي، ج 4 ص 62، ح 1

2- فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام
انما فرض الله الصيام ليستوي به الغني و الفقير.
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غني و فقير) مساوي گردند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3- روزه آزمون اخلاص
قال اميرالمومنين عليه السلام
فرض الله الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق
خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.
نهج البلاغه، حكمت 252

4- روزه ياد آور قيامت
قال الرضا عليه السلام
انما امروا بالصوم لكي يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا علي فقر الاخر.
مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگي و تشنگي را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگي آخرت را بيابند.
وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 و علل الشرايع، ص 10

5- روزه زكات بدن
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
لكل شيئي زكاة و زكاة الابدان الصيام.
براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است.
الكافي، ج 4، ص 62، ح 3

6- روزه سپر آتش
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
الصوم جنة من النار.
روزه سپر آتش (جهنم) است.
الكافي، ج 4 ص 162

7- اهميت روزه
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
الصوم في الحر جهاد.
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
بحار الانوار، ج 96، ص 257

8- روزه نفس
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.
روزه نفس از لذتهاي دنيوي سودمندترين روزه‏هاست.
غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9- روزه واقعي
قال اميرالمومنين عليه السلام
الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردني و نوشيدني پرهيز مي‏كند.
بحار ج 93 ص 249

10- برترين روزه
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11- روزه چشم و گوش
قال الصادق عليه السلام
اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.
آنگاه كه روزه مي‏گيري بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.
الافي ج 4 ص 87، ح 1

12- روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها
ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
رزه‏داري كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.
بحار، ج 93 ص 295

13- روزه ناقص
قال الباقر عليه السلام
لا صيام لمن عصي الامام و لا صيام لعبد ابق حتي يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتي تتوب و لاصيام لولد عاق حتي يبر.
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسي كه امام (رهبر) را نافرماني كند.
2 - بنده فراري تا زماني كه برگردد.
3 - زني كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندي كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.

14- روزه بي ارزش
قال اميرالمومنين عليه السلام
كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.
چه بسا روزه‏داري كه از روزه‏اش جز گرسنگي و تشنگي بهره‏اي ندارد و چه بسا شب زنده‏داري كه از نمازش جز بيخوابي و سختي سودي نمي‏برد.
نهج البلاغه، حكمت 145

15- روزه و صبر
قال الصادق عليه السلام
عن الصادق عليه السلام في قول الله عزوجل«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

16- روزه و صدقه
قال الصادق عليه السلام
صدقه درهم افضل من صيام يوم.
يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبي برتر و والاتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

17- پاداش روزه
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
قال الله تعالي الصوم لي و انا اجزي به
روزه براي من است و من پاداش آن را مي‏دهم.
وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

18- جرعه نوشان بهشت
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا علي الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.
كسي كه روزه او را از غذاهاي مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاي بهشتي بخورانند و از شرابهاي بهشتي به او بنوشاند.
بحار الانوار ج 93 ص 331

19- خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
طوبي لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة
خوشا بحال كساني كه براي خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مي‏شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

20- مژده به روزه‏داران
قال الصادق عليه السلام
من صام لله عزوجل يوما في شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتي اذا افطر.
هر كس كه در روز بسيار گرم براي خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مي‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامي كه افطار كند.
الكافي، ج 4 ص 64 ح 8 و بحار الانوار ج 93 ص 247

21- شادي روزه دار
قال الصادق عليه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
براي روزه دار دو سرور و خوشحالي است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)
وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

22- بهشت و باب روزه‏دارن
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
ان للجنة بابا يدعي الريان لا يدخل منه الا الصائمون.
براي بهشت دري است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مي‏شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31 و معاني الاخبار ص 116

23- دعاي روزه‏داران
قال الكاظم عليه السلام
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
دعاي شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مي‏شود.
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

24- بهار مومنان
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به علي قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به علي صيامه.
زمستان بهار مومن است از شبهاي طولاني‏اش براي شب زنده‏داري واز روزهاي كوتاهش براي روزه داري بهره مي‏گيرد.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

25 -روزه مستحبي
قال الصادق عليه السلام
من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.
هر كس كار نيكي انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

26- روزه ماه رجب
قال الكاظم عليه السلام
رجب نهر في الجنه اشد بياضا من اللبن و احلي من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.
رجب نام نهري است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مي‏نوشاند.
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2 و وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

27- روزه ماه شعبان
امام صادق عليه السلام
من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.
هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پي در پي را برايش محسوب مي‏كند.
وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

28- افطاري دادن
قال الصادق عليه السلام
من فطر صائما فله مثل اجره
هر كس روزه داري را افطار دهد، براي او هم مثل اجر روزه دار است.
الكافي، ج 4 ص 68، ح 1

29- افطاري دادن
قال الكاظم عليه السلام
فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.
افطاري دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبي) بهتر است.
الكافي، ج 4 ص 68، ح 2

30- روزه خواري
قال الصادق عليه السلام
من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه
هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مي‏شود
وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 و من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31- رمضان ماه خدا
قال اميرالمومنين عليه السلام
شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهري
رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32- رمضان ماه رحمت
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهي است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادي از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342

33- فضيلت ماه رمضان
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
ان ابواب السماء تفتح في اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الي اخر ليلة منه
درهاي آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مي‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344

34- اهميت ماه رمضان
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
لو يعلم العبد ما في رمضان لود ان يكون رمضان السنة
اگر بنده «خدا» مي‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتي وجود دارد] دوست مي‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج 93، ص 346

35- قرآن و ماه رمضان
قال الرضا عليه السلام
من قرا في شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران في غيره من الشهور.
هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاي ديگر تمام قرآن را بخواند.
بحار الانوار ج 93، ص 346

36- شب سرنوشت‏ساز
قال الصادق عليه السلام
راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الي السنة.
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مي‏شود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

37- برتري شب قدر
امام صادق عليه السلام
قال لابي عبد الله عليه السلام كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليلة القدر.
از امام صادق (عليه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38- تقدير اعمال
قال الصادق عليه السلام
التقدير في ليلة تسعة عشر و الابرام في ليلة احدي و عشرين و الامضاء في ليلة ثلاث و عشرين.
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مي‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

39- احياء شب قدر
عن فضيل بن يسار قال:
كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدي و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ في الدعا حتي يزول الليل فاذا زال الليل صلي.
فضيل بن يسار گويد:
امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مي‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مي‏رسيد نماز صبح را مي‏خواند.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

40- زكات فطره
قال الصادق عليه السلام
ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعني الفطرة كما ان الصلوة علي النبي (صلي الله عليه و آله) من تمام الصلوة.
تكميل روزه به پرداخت زكاة يعني فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) كمال نماز است.
وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5





(1)

اَنَا الْمَهدي اَنَا قائِمُ الزَمان

منم مهدي منم قائم زمانه


(2)

اَنَا الَّذي اَمَلاءُ هاعدلاً کَما مُلِأَت جَوراً

منم که زمين را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد


(3)

اَنَا بَقيةُّ الله في اَرضه

منم بازمانده ي ( حجتهاي ) خدا در زمين


(4)

اَنَا المُنتَقِمُ مِن اَعدائِه

منم انتقامجو از دشمنان خدا


(5)

اَنَا خاتَمُ الاَصِياء

منم فرجام اوصياء پيغمبر


(6)

وَبي يَدفَعُ الله عَزَّوجَلَّ البَلاءَ عَن اَهلي وَ شيعَتي

و خدا به سبب من از خاندان و شيعيانم بلا را دور مي گرداند


(7)

وَ اِنّي لَاَمانٌ لِاَهلِ الاَرض

و همانا من براي مردم گيتي امان از عذابم


(8)

اِذا اَذِنَ اللهُ لَنا في القَولِ ظَهَرَ الحَقُّ وَ اضمَحَلَّ الباطِل

آنگاه که خدا به ما اجازه ي سخن دهد، حق آشکار و باطل نابود مي گردد


(9)

وَ اَمّا ظُهوُر الفَرَجِ فَاِنَّه اِلَاللهِ تَعالي ذِکرُه

و اما ظهور فرج، بسته به اراده ي خداي متعال است


(10)

وَ کَذِبَ الوَقّاتُونَ

کساني که وقتي براي ظهور تعيين کنند، دروغگويند


 (11)

اَکثِروا الدُعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم

براي شتاب در گشايش کلي و همگاني، بسيار دعا کنيد که به راستي فرج شما در آن است


(12)

اِنَّهُ لَم يَکُن لِاَحَدٍ مِن آبائي اِلّا وَقَد وَقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعَةٌ لِطاغَيةِ زَمانِه

همانا هيچ يک از پدران من نبود، مگر اينکه بيعتي از گردنکش زمانش به گردن داشت


(13)

وَاِنّي اَخرُجَ حينَ اَخْرُجُ وَلا بَيعَةٌ لِاَحَدٍ مِنَ الطَّواغيتِ في عُنُق

من به پا خواهم خاست درحالي که پيمان هيچ يک از گردنگشان برگردنم نيست


(14)

وَاَمّا وَجهُ الاِنتِفاعِ بي في غَيبَتي فَکَا لا نِتفاعِ بِالشَمسِ اِذا غَيَّبَتها عَنِ الاَبصارِ السَحابُ

چگونگي بهره وري از من در غيبتم، چون بهره وري از آفتاب است آنگاه که ابرها آن را از ديده ها پوشيده دارند


(15)

وَ اَمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةَ فَارجِعوُا فيها اَلي رُواةِ حَديثَنا فَاِنَهُم حُجَّتي عَلَيکُم و اَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِم

در رويدادهاي تازه، به راويان حديث ما رجوع کنيد، که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهايم


(16)

فَاِنَّا يُحيطُ عِلمُنا بِاَنبائِکُمْ وَلا يَعزُبُ عَنّا شَيي مِنْ اَخبارِکُمْ

به راستي که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست


(17)

اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسينَ لِذِکرِکُم

همانا در رعايت حال شما کوتاهي نمي کنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم


(18)

فَيَعمَلْ کُلَّ امْرِيٌ مِنکُم ما يَقْرُبُ بهِ مِنْ مَحَبَّتِنا

هر يک از شما بايد به آنچه به وسيله آن به دوستي ما نزديک مي گردد، عمل کند


(19)

وَلِيَتَجَنَّبْ ما يُدنيه مِن کِراهِيَتِنا وَ سَخَطِنا

بايد از آنچه به وسيله ان به ناخشنودي و خشم ما مي رسد، بپرهيزد


(20)

فَما يَحْبِسُنا عَنهُم اِلا ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکرِهُه

ما را از ايشان دور نمي دارد، مگر آنچه از ناخشنوديها و ناگواريها که به ما ميرسد


(21)

اَمّا اَموالکُم فَلا نَقبِلُها اِلا لِتُطَهَّروُا فَمَنْ شاءَ فَليَصِلْ وَمَنْ شاءَ فَليَقطَعْ

اما اموال شما، آنها را نمي پذيريم، مگر به خاطر اينکه پاک شويد. پس هر که مي خواهد بپردازد، و هرکه نمي خواهد، نپردازد


(22)

مَنْ اَکَلَ مِنْ اَمْوالِنا شَيئاً فَاِنَّما يَا کُلُ في بَطنِه ناراً و سَيَصْلي سَعيراً

هر کس از اموال ما چيزي به ناحق بخورد، گويا آتش به درونش سرازير ساخته و به زودي در دوزخ افکنده خواهد شد


(23)

طَلَبَ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريِنا اَهلِ البَيتِ مُساوِقٌ لِاِنکارِنا

جست وجوي معارف جز از راه ما خاندان پيغمبر، برابر با انکار ما خواهد بود


(24)

اِنَّ اللهَ تعالي لَمْ يَخْلُقِ الخَلقَ عَبَثاً وَلا اَهمَلَهُم سُديً

به راستي خداي متعال مردم را بيهوده نيافريده و بيکاره رها نساخته است


(25)

بَعَثَ مُحَمّداً ((ص)) رَحمةً لِلعالمينَ وَ تَمَّمَ بِه نِعمَتَه

خدا حضرت محمد (ص) را برانگيخت تا رحمتي براي تمام جهانيان باشد و نعمتش را به وجود او تمامي بخشيد


(26)

وَ خَتَمَ بِه اَنبيائَهُ وَاَرسلَهُ اِليَ الناسِ کافَّةً

پيامبرانش را به او پايان داد و او را به سوي همگي انسانها فرستاد


(27)

اِنَّ الارضَ لا تَخلُو مِن حُجَّةٍ اِمّا ظاهِراً وَ اِمّا مَغمُوراً

همانا زمين از حجت خدا، خواه آشکار باشد يا پنهان ، خالي نمي ماند


(28)

اَبَي اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِلحَقِ اِلّا اِتماماً و لِلباطِلِ اِلّا زُهُوقاً

خداي متعال ابا دارد براي حق، مگر اينکه به اتمامش رساند و براي باطل، مگر اينکه نابودش فرمايد


(29)

اَقدارُ اللهِ عَزَّوجَلَّ لا تَُغالَب وَ اِرادَتُه لا تُرَدّ وَ تَوفيقُه لا يُسْبَقْ

تقديرهاي خداي بزرگ مغلوب نمي شود و اراده ي او سرکوب نمي گردد و بر توفيق او هيچ چيز پيشي نمي گيرد


(30)

اَنَّه لَيسَ بَينَ اللهِ عَزَّوجَلَُّ وَبَينَ اَحَدٍ قَرابَه

همانا ميان خدا با هيچ کس خويشانوندي نيست


(31)

ما اَرْغَمَ اَنفَ الشَيطانِ بِشَييء اَفضَل مِنَ الصَلوة فَصَلِّها وَ ارغَم اَنفَ الشَيطان

هيچ چيز به مانند نماز بيني شيطان را به خاک نمي سايد. پس نماز بگذاز و بيني ابليس را به خاک بمالان


(32)

سَجدَةُ الشُکرِ مِن الزَمِ السُنَنِ وَاَجَبِها

سجده ي شکر از لازم ترين و واجب ترين سنت هاي مستحبي است


(33)

اَعوُذُ بِالله مِنَ العِمي بَعدَ الجَلاءِ

پناه بر خدا از نابينايي پس از روشنايي


(34)

وَ مِنَ الضَّلالَةِ بَعدَ الهُدي

و از گمراهي پس از هدايت


(35)

وَمِنْ مُوبِقاتِ الاِعمالِ وَ مُردياتِ الفِتَن

و از رفتار هلاکت بار و فتنه هاي نابود کننده


(36)

انِ استَر شَدتَ اُرشِدْتَ وَ اِنْ طَلَبتَ وَجَدَت

اگر خواستار هدايت و رشد باشي، ارشاد خواهي شد و اگر جويا شوي، مي يابي


(37)

فَاَغلِقوُا بابَ السُوالِ عَمّا لا يَعنيکُم

از آنچه به کارتان نيايد، پرسش نکنيد


(38)

وَ لا تَتَکَلِّفُوا عِلمَ ما قَد کفُيتُم

خود را براي دانستن آنچه کفايت شده ايد، به زحمت نيندازيد


(39)

اَنَّ الحَقَّ مَعَنا وَ فينا لا يَقوُلُ ذِلکَ سِوانا اِلّا کَذّابٌ مُفتَرٍ وَلا يَدَّعيهِ غيرُنا اِلّا ضالٌّ عَفويّ

به راستي که حق به ما و در دست ماست، جز ما هر که اين داعيه بر زبان آورد، دروغگو و دوغزن و گمراه و گمگشته مي باشد


(40)

قُلوبُنا اَوِعَيةٌ لِمَشيَّةِ الله فَاِذا شاء شِئنا

دلهاي ما ظرف مشيت خداست. پس هرگاه بخواهد مامي خواهيم